سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

eshgham,sevda

سودا در اذر ماه 92

1392/10/1 9:29
نویسنده : neda
166 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفس طلای مامان

شما خیلی بزرگ و شیطون شدی عزیزم. دندونهای کرسی شما هم داره در میاد و خیلی اذیت هستی. مامان سعی میکنه که پنج شنبه و جمعه ها از شما زیاد عکس بگیره. بعضی هاشو برات عزیزم می زارم.

 

ای عروسکو شما خیلی خیلی دوست داره. در روز چند بار می خوابونیش. بهش غذا می دی و پوشکش می کنی و تو کالسکش راهش می بری.

 

1

 

 

اینجا داری براش لالایی می خونی

 

 

1

 

 

1

 

 

دختر کوچولی مامان شما چند تا پازل داری. به یه دونش خیلی علاقه داری اینجا داری پازلها رو توی دوچرخه ات می زاری

 

1

 

 عزیز مامان وقتی مایو تنش هست

 

1

 

عشق مامان

 

1

 

قربون اون نگاه شیطونت بشم

 

1

 

دختر ناز من.

 

1

 

1

 

مامان فدای اون خندههای نازت بشم عزیز دلم

 

1

 

1

 

1

 

 

عزیز دل مامان داره هم نی نی شو می خوابونه وهم با موبایل بابایی صحبت می کنه. من فدای اون همه تلاش تو بشم مامان جون.

 

1

 

1

 

1

 

عشقم هر موقع می خوای تشکر کنی سرتو کج می کنی و با یه ناز خاص نگاه می کنی. من عاشق اون نگاتم

 

1

 

طبق هر شب جمعه سودا در شهربازی

 

1

 

1

 

جیگر طلای من

 

1

 

1

 

1

 

اینجا داشتیم حاضر می شدیم بریم خونه مامان بزرگ جون.

 

1

 

اینم چند تا عکس از تسنیم جون

 

1

 

1

 

1

 

 راستی این گلها هم مربوط به سالگرد مراسم ازدواج مامانی و بابایی در 13 اذر ماه است

 

1

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد